عباس مسعودی

عصر دیروز به مناسبت به کار افتادن ماشین جدید و اینکه «اطلاعات» به آستانه چهل و چهارمین سال زندگی خود قدم می‌گذاشت، همکاران من در تالار ماشین‌خانه گرد آمده بودند تا به مناسبت شروع بهره‌برداری از «روتاتیو» جدید، ماشین تنظیم خودکاری که از دیروز گردش منظم خود را برای چاپ روزنامه اطلاعات آغاز کرده، مراسمی برپا دارند. 
این مراسم در بنای جدید اطلاعات برگزار می‌شد، مراسمی بود خودمانی و ساده و عاری از تکلف، اما سرشار از جذبه و معنویتی که توصیفش از توانائی قلم خارج است. رفقای ما سرگرم وارسی مشخصات ماشین و بازدید سقف و ستون ساختمان نوبنیاد موسسه بودند و من مشغول تماشای دورنمائی از حوادث و تحولات و زیروبم‌های چهل‌وسه‌سال زندگی «اطلاعات»، که یکی از همکاران، جوانی را پیش من آورد و معرفی کرد و معلوم شد دانشجوی دانشکده روزنامه‌نگاری است و از همان دیروز به‌خانواده «اطلاعات» پیوسته است. در حالی‌که با این همکار جدید صحبت می‌کردم و از سابقه کار و تحصیل و خصوصیات دیگرش سوال می‌کردم قیافه آشنائی در میان جمع همکاران نظرم را گرفت. دیدم او نیز به من نگاه می‌کند و همین‌که مرا متوجه خود یافت لبخندی زد. نمی‌دانم هیچوقت توجه داشته‌اید که یک‌نگاه چگونه بجای ساعت‌ها گفت‌وشنود احساسات و مکنونات ضمیر دو کس را بازگو و به قلب آن دو منتقل می‌کند؟ این آشنای قدیمی که سابقه چهل و چند ساله با من دارد و امروز هم مثل چهل و چهار سال پیش یکی از همکاران من در «اطلاعات» محسوب می‌شود با نگاه و لبخند خود، فاصله زمان و مکان را در هم شکست و مرا به همراه خود از داخل ساختمان جدید و پرزرق و برق «اطلاعات» به چهل و چند سال پیش برد به اطاقکی در خیابان علاء‌الدوله «فردوسی امروز» که اثاثیه‌اش از یک میز اسقاط و چند صندلی فرسوده تجاوز نمی‌کرد و تازه تابلوی «اطلاعات» بالای سر آن نصب شده بود.
همکار قدیمی من با آن نگاه و لبخند خاص به من می‌گفت: هیچ باورت می‌آید این موسسه بزرگ، این دم و دستگاه، این ماشین‌های متنوع و متعدد، این وسایل مدرن خبرگیری، این تشکیلات، این تشریفات، همه و همه، نطفه‌اش در شکم همان اطاقک خیابان علاء‌الدوله تکوین یافته و موجودیت پیدا کرده باشد؟ با نگاه پاسخش گفتم که آری، این حقیقتی شگفت‌انگیز و معجزه‌ای است، اما از موی سپید من و صورت چین خورده خودت غافل مشو و اقرار کن خون دلی خورده و رنجی برده‌ایم ناگهانی که چهل و چند سال پیش در اتاقک اجاره‌ای خیابان علاء‌الدوله بزمین ناهموار محیط نماندیم، علیرغم ناسازگاری‌های فراوان روزگار، امروز چنین بارور و برومند و ثمربخش و سایه‌افکن و پرشاخ‌ و برگ شده است.
چهل و سه سال بر تاریخ انتشار اولین شماره اطلاعات «تیرماه ۱۳۰۵» می‌گذرد و امروز ما مراسم آغاز چهل و چهارمین سال تاسیس اطلاعات را در شرایطی برگزار می‌کنیم که در عین حال موجبات یک تحول عظیم مطبوعاتی را در کشور عزیزمان فراهم ساخته‌ایم.  و این موفقیت، محیط جشن کوچک خانوادگی ما را جلوه‌ای دیگر و رونقی بیشتر بخشیده است.
اگر ستایش از خود نباشد، این امتیاز را ما برای خودمان قائلیم که «اطلاعات» طی چهل و سه سال زندگی همواره منشاء و بانی مهمترین تحولات در زمینه خدمات مطبوعاتی بوده است. چنانکه نه تنها برای خود ما بلکه برای خوانندگان عزیز ما نیز عادت شده است اطلاعات را  یک‌قدم جلوتر از روز پیش ملاحظه کنند. در تاریخ مطبوعات ایران، اول بار اطلاعات مردم را به مطالعه روزنامه خبری عصر آشنا کرد. اطلاعات اولین نشریه‌ای بود که در ایران به چاپ اقدام ورزید. اولین مرتبه اطلاعات بود که روی سیستم چاپ روزنامه به وسیله ماشین‌های مسطح و معمولی قلم اختتام کشید و به نصب ماشین چاپ «روتاتیو» همت گماشت. اولین موسسه مطبوعاتی که مجله‌ای را با روی جلد رنگی انتشار داد اطلاعات بود. ماشین‌های مدرن تایپ و کلیشوگراف و بسیاری دیگر از وسایل فنی چاپ و خبرگیری و گراورسازی را در ایران اولین مرتبه موسسه اطلاعات مورد استفاده قرارداد. حروفچینی دستی را اولین مرتبه موسسه اطلاعات ممنوع و به حروفچینی ماشینی «لاینوتایپ» مبدل ساخت. انتشار نشریات متنوعی برای طبقات مختلف مردم مثل روزنامه و مجله خارجی، مجله مخصوص بانوان و کودکان و جوانان، از جمله ابتکاراتی است که اولین‌بار از طرف موسسه اطلاعات صورت تعلق‌یافته و چه بسیار اقدامات و خدمات دیگری که موسسه اطلاعات مبتکر و پیشقدم آن بشمار می‌آید. 
این پیشگامی، معلول یک تصمیم قدیمی است. از همان ابتدای کار، من مصمم و مقید و معتقد بوده ام که اطلاعات باید وقف بر اطلاعات باشد، خدا از دل من بهتر خبر دارد که هیچوقت اطلاعات را به چشم یک موسسه خصوصی و وسیله‌ای برای کسب معاش شخصی نگاه نکرده و همواره آنرا موسسه‌ای ملی و متعلق به مملکت و مردم دانسته‌ام. من سهم شخصی خود را از حیث اعتبار و اشتهار و موقعیت اجتماعی از «اطلاعات» دریافت داشته‌ام و بیش‌از آن چیزی متوقع نیستم به جزآنکه مایلم باقیمانده عمر را تاجایی‌که در قوه دارم دوش به دوش سایر همکاران و مانند عضوی از اعضای موسسه بکوشم تا این واحد ملی و مطبوعاتی سیر تکاملی خود را همچنان ادامه بدهد و دینی را که مردم در بنیانگذاری و تقویت و حمایت آن داشته‌اند ادا کند. 
اینست که احساس می‌کنم در این لحظه نه تنها همکاران حاضر و سایر دوستانی که در سراسر مملکت و در سراسر دنیا به عنوان عضو خانواده و اطلاعات با ما همکاری مستقیم دارند، بلکه عموم خوانندگان عزیز و کلیه کسانی که در این چهل و سه سال با روزنامه یا سایر نشریات موسسه اطلاعات مانوس و مرتبط بوده‌اند در جشن چهل و چهارمین سال و تحولی که در کار مطبوعاتی اطلاعات شروع می‌شود، با ما سهیمند و شریک مسرت و احساس سربلندی و موفقیت و شکرگزاری ما.
آرزو می‌کنم که خداوند متعال توفیق ادامه خدمات مطبوعاتی و فرهنگی و اهتمام در راه توسعه و تکامل موسسه اطلاعات را از ما دریغ ندارد و بشکرانه این نعمت در آینده نیز هر روز کاری تازه به خوانندگان عزیز و هموطنان شریف و ارجمندمان ارائه دهیم. 

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی